تبليغاتX
*•ღ☆ஜزنــــــدگی به شرط خنـــــــدهஜ☆ღ•*

و بار دیگر آغاز شد....

نامه یک پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید.

1- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم


2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


5- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید


6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه


7- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع


11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه


14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر


16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه


17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین


19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه


21- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .

 

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!

+ تاريـ خ جمعه 16 دی1390ساعت 2:38 PM نویسـندهronak |

۱-چشماشون بیشتر از عقلشون کار می کنه.

2-تا یه دختر خوشکل می بینن مثل جوجه راه می افتن دنبالش.

 3چشمک جزو تیک عصبیشونه.

 4-اصولا هفته أی 1 بار شکست عشقی می خورن.

 5-اگه یه روز متلک نگن زبونشون میخ در میاره.

6-دوستت دارم جزو حرفای روز مرشونه.

7-زبان باز ترین و پاچه خوار ترین موجودات روی زمین.

 8-می خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

+ تاريـ خ سه شنبه 8 آذر1390ساعت 11:41 AM نویسـندهronak |

نابغه هایی که کودن شمرده می شدند !!!

۱- آلبرت انیشتن: در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود. یعنی معنی و مفهوم کلمات و عبارات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت انیشتن او را عقب مانده ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد!!

۲- توماس ادیسون: که معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت ولی همین شخص بعدها موفق شد بیش از هزار وصد و پنجاه اختراع به جامعه بشریت عرضه کند که بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!!

۳- بتهون: معلم او می گفت در طول زندگیش “اوچیزی یاد نخواهد گرفت”

۴- پیکاسو: یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضور پدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!!

۵- هیلتون: که مالک بیش از ۳۰۰ هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای گذران زندگی مجبور بود کف سالنها و هتل ها را طی بکشد!!
۶- جیمز وات: که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!!

۷- امیل زولا: نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!

۸- ناپلئون بنا پارت: مدرسه خود را با رتبه ۴۲ به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!!

۹- لویی پاستور: در مدرسه یک محصل متوسط بود و در دوره لیسانس در درس شیمی بین ۲۲ نفر رتبه ۲۲ را کسب کرد!

+ تاريـ خ سه شنبه 10 آبان1390ساعت 0:4 AM نویسـندهronak |

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."


 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com
 

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com


 

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
 

+ تاريـ خ دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 6:52 PM نویسـندهronak |

 

دختر بودن يعني كله قند و لي لي لي لي..........

دختر بودن يعني الگوي خياطي وسط مجله هاي درپيت

دختر بودن يعني هموني باشي كه مادر وخاله و عمه ت هستن

دختر بودن يعني"دخترو رو چه به رانندگي؟ "تو بايد چرخ خياطي بروني!

دختر بودن يعني"شنيدي شوهر سيمين واسش يه سرويس طلا خريده 12 ميليون؟"

دختر بودن يعني بايد فيلم مورد علاقه تو ول كني پاشي چايي بريزي

دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن

دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن يعني"چه معني داره عکس گذاشتي تو پروفاليت؟(حتي با حجاب!)

دختر بودن يعني"به بابات گفتي؟"داداشت راضيه؟!دوست پسرتون ناراحت نميشن؟!رئيس اداره چي؟!

دختربودن يعني"برو تو،دم در واي نستا"

دختر بودن يعني تو گرما لباست 4 متر و نيم پارچه ببره كه مردان به گناه نيفتن!

دختر بودن يعني"تا حالا کجا بودي؟"

دختر بودن يعني"كجا داري ميري؟"

دختر بودن يعني"تو نميخواد بري اونجا،من خودم ميرم"

دختر بودن يعني"كي بود بهت زنگ زد؟!با كي حرف ميزدي؟"گوشيتو بده ببينم!

دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي،حتي نفس كشيدن!

دختر بودن يعني بگي:"کاشکي منم پسر بودم!!!!!"(پاک کردن صورت مسئله و بزرگترين توهين به خودت)

دختر بودن يعني بگي:"تو مردي ميتوني اما من که....!"

دختر بودن يعني"خيلي خودسر شدي"(ترجمه:خجالت نميکشي از مغز و سر خودت استفاده ميکني؟!)

دختر بودن يعني سوار دوچرخه ميشي؟بگيريدش!!اما اصلآ ناراحت نباش چون اجازه داري ترک موتور شوهرت بشيني!!!

دختر بودن يعني مجرم بودن(کافيه دست داده باشي به يک پسر پس ارتباط نامشروع داشتي که حد(شلاق)داره!گرچه ممکنه اين دنيا لو نرفته باشي اما اون دنيا حتمآ مجازات ميشي!!!

دختر بودن يعني"خوب به سلامتي ليسانس هم كه گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم"

دختر بودن يعني هندونه نبريده که بايد قاچ بشي تا معلوم شه فاسدي يا نه!

دختر بودن يعني گلابي بودن!

دختر بودن يعني دائمآ هلو بودن!البته هلوي پوست کنده با اپيلاسيون کامل!

دختر بودن يعني سالها بشين تا شايد يه روز يه سبيل کلفت بياد زنگ درخونتونو بزنه و ببرتت ايشالله خوشبخت ميشي ننه!

دختر بودن يعني 40 سالت شده هنوز داري ميگي:"ايشالا وقتي رفتم سر خونه زندگيم...!"يکي نيست بگه بابا زندگي تو 40 ساله شروع شده تا حالا چه گلي به سر خودت زدي؟چه لذتي از زندگي بردي؟حتمآ بايد بشيني تا يکي ديگه بياد تورو خوشبخت کنه؟!!!

دختر بودن يعني بر بدن خود حقي قائل نبودن!يعني سوء تغذيه براي مانکن شدن!

دختر بودن يعني يه مرد چند ميليون ازت بگيره و دماغتو قصابي کنه تا يه مرد ديگه خوشش بياد البته اگه در اين راه شهيد نشي!

و در مقابل سالها پز دماغ پهن و زشت bf گرامي يا شوهرتو بدي و بگي واي چقدر مردونه اس دماغش!هيچ کاري لازم نداره! 

دختر بودن يعني آنچنان شستشوي مغزي بشي که به مصاديق ظلمي که بهت شده افتخار هم بکني!

دختر بودن يعني توهم نجابت اينترنتي!!!با نذاشتن عکس!!!

دختر بودن يعني بگي:"بيچاره داداشم معلوم نيست زن گرفته يا شوهر کرده!"(نتيجه:ته دلت خودت هم قبول نداري که حقوق مساوي با مرد داري!

دختر بودن يعني متوجه نيستي داري به بدبختيهات دامن ميزني وقتي ميگي:"واه واه دختره رو ببين چه لباسي پوشيده خجالت هم خوب چيزيه!!"

دختر بودن يعني داف بودن البته داف بي گاف!

دختر بودن يعني ضعيفه بودن!و دائم به دنبال سايه بالا سر(همون آقابالاسر)گشتن

دختر بودن يعني bfت يا شوهرت تو خيابون با يه بنده خدا درگير ميشه و با فحاشي ميگه:مگه نمييبيني صاحاب داره!و تو قند تو دلت آب ميشه از اينهمه صاحاب داشتن!!!

دختر بودن يعني گاهي تخفيف مجازاتت از سنگسار به اعدام!!!

+ تاريـ خ شنبه 29 مرداد1390ساعت 12:6 PM نویسـندهronak |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

آرژانتین: سرزمین نقره (به زبان سپانیایی)

افریقای جنوبی: سرزمین بدون سردی / آفتابی جنوبی (لاتین، یونانی)

آلبانیا: سرزمین کوه نشینان

آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن (فرانسوی، ژرمنی)

انگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود

اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)

اتیوپیا: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)

ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی، ترکی، فارسی دری)

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)

استرالیا: سرزمین جنوبی (لاتین)

استونیا: راه شرقی (ژرمنی)

اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)

اسکاتلند: سرزمین اسکات ها (لاتین)

افغانستان: سرزمین قوم افغان (فارسی)

اکوادور: اکواتور یا خط استوا (اسپانیایی)

الجزایر: جزیره ها (عربی)

السالوادور: رهایی بخش مقدس (اسپانیایی)

امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی (عربی)

اندونزیا: مجمع الجزایر هند (فرانسوی)

انگلستان: سرزمین پیر استعمار (ژرمنی)

اوروگوای: شرقی

اوکراین: منطقه مرزی (اسلاوی)

 امریکا: از نام امریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی

ایتالیا: شاید به معنی ایزد (یونانی)

ایران: سرزمین آریایی ها٬ برگرفته از واژهٔ «آریا» به معنی نجیب و شریف

ایرلند: سرزمین قوم ایر (انگلیسی)

ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)

باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها (اسپانیایی)

بحرین: دو دریا (عربی)

برازیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان (لاتین)

بلجیم: سرزمین قوم بلژ از اقوام سلتی، واژه بلژ احتمالاً معنی کیسه می داده است
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژه ای بومی به معنای آب گل آلود

بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)

بوتان: تبتی تبار

وتسوانا: سرزمین قوم تسوانا

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

بولیویا: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین

پاراگوای: این سوی دریا


پاکستان: سرزمین پاکان (فارسی دری)

پاناما: جای پر از ماهی (زبان کوئِوا)

پرتغال: بندر قوم گال از اقوام سلتی (لاتین)

پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)

تاجیکستان: سرزمین تاجیک ها (فارسی دری)

تانزانیا: این نام از همامیزی تانگانیگا سرزمین دریاچه تانگا + زنگبار گرفته شده

تایلند: سرزمین قوم تای

ترکمنستان: سرزمین ترک + ایمان = ترکیمان = ترکمان = ترکمن سرزمین ترک هایی که مسلمان شده اند (مربوط به سده های آغازین اسلام)

ترکیه: سرزمین قوی ها (ترکی با پسوند عربی)

جامائیکا: سرزمین بهاران

جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند (زبان آفار)

چاد: دریاچه (زبان بورنو)

چین: سرزمین مرکزی (چینی)

دانمارک: مرز قوم "دان”

دومینیکنا: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)

روسیه: کشور روشن ها، سپیدان

روسیه سفید / بلاروس: درخشنده روس / سفید روسی

رومانیا: سرزمین رومی ها

زلاند جدید: زلاند جدید (زلاند نام یکی از ایالت های هالند به معنای دریاست)

جاپان: سرزمین خورشید تابان (جاپانی)

سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)

جزایر سلیمان: از نام حضرت سلیمان

سویدن: سرزمین قوم "سوی”

سوئیس: سرزمین مرداب

سودان: سیاهان (عربی)

سوریه: سرزمین آشور (سامی)

سیرالئون: کوه شیر

چیلی: پایان خشکی / برف

عراق: شاید از ایراک به معنای ایران کوچک (فارسی)

عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است سعود یعنی خوشبخت.

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

فنلند: سرزمین قوم "فن”

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله قرقیزی

قزاقستان: سرزمین کوچگران قزاقی

قطر: شاید به معنای بارانی (عربی)

کاستاریکا: ساحل غنی (اسپانیایی)

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی "ایروکوئی”

کلمبیا: سرزمین کلمب (کریستف کلمب) (اسپانیایی)

کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)

کویت: دژ کوچک هندی (عربی)

گرجستان: سرزمین کشاورزان (یونانی)

لبنان: سفید (عبری)

لهستان( پولند): سرزمین قوم "له”

لیبریا: سرزمین آزادی

مجارستان( هنگری): سرزمین قوم مجار (مجاری)

مراکش: مغرب

مصر: شهر، آبادی

مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها (یونانی)

مکزیکو: اسپانیای جدید (اسپانیایی)

موریتانیا: سرزمین قوم مور (لاتین)

میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک فراسوی

ناروی: راه شمال

نیجر: سیاه (لاتین)

نیجریا: سرزمین سیاه (لاتین)

نیکاراگوا: دریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) آگوئه (اسپانیایی)

واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان (اتروسکی)

ونزوئلا: ونیز کوچک

ویتنام: اقوام "ویت” جنوبی (ویتنامی)

ویلز: بیگانگان (ژرمنی)

هالند: سرزمین چوب آلمانی

هند: پر آب (فارسی باستان)

هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)

یمن: خوشبخت

یونان: سرزمین قوم "یون”

                                         تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
+ تاريـ خ سه شنبه 11 مرداد1390ساعت 9:48 PM نویسـندهronak |

niniweblog.com

یه متن طنز و جالب به زبان انگلیسی

What happens if an insect falls in a cup of coffee ?!


The British: will throw the cup into the street and leave
the coffee shop for good.

The American: will get the insect out and drink the coffee.

The Chinese: will eat the insect and drink the coffee.

The Israeli will:

(1) Sell the coffee to the American and the insect to the
Chinese.

(2) Cry on all media channels that he feels insecure.

(3) Accuse the Palestinians, Hizb Allah, Syria and Iran
of using germ-weapons.

(4) Keep on crying about anti-semitism and violations of
human rights.

(5) Ask the Palestinian President to stop planting insects
in the cups of coffee.

(6) Re-occupy the West Bank, Gaza Strip.

(7) Demolish houses, confiscate lands, cut water and
electrity from Palestinian houses and randomly shoot Palestinians.

(8) Ask the United States for urgent military support and a
loan of one million dollars in order to buy a new cup of coffee.

(9) Ask the United Nations to punish the coffee-shop owner
by making him offer free coffee to him till the end of the
century.

(10) Last but not least, accuse the whole world to be
standing still, not even sympathizing with the Israeli Nation

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ "*.۩۞۩ کل کل دختر و پسر ۩۞۩.*" www.anti-bg-sim.blogfa.com

+ تاريـ خ سه شنبه 21 تیر1390ساعت 12:42 PM نویسـندهronak |

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےmahsae-ali.blogfa.com

۳۱فروردین: امروز سی و یکمه. باید برم کرایه های برج ونک رو بگیرم.اگه فکر میکنید اسم برجمو میگم کور خوندید! صبح که داشتم از خونه خارج می شدم یه لگد محکم زدم زیر جفت پای مهسا .بیچاره جیغ زد و پخش زمین شد. خیلی حال کردم. جیگرم خنک شد.روحم آروم شد.مهسا گربه سفید پشمالوی زن چهارممه.

4 اردیبهشت: امروز روز گندیه.باید برم قبرستون.سالگرد آرزو و ژاکلینه.دو تاشون تو یه روز و یه ساعت مردند.با این تفاوت که ژاکلین 3 سال و نیم بعد از آرزو مرد.این دو تا زن های اول و دوم من بودند. 40 میلیون تومن خرج مرگشون شد.نرخ رشوه برای صدورگواهی فوت طبیعی خیلی بالاست!!!مامان ژاکلین هنوزم میگه من دخترشو کشتم.اونم الان توی تیمارستان بستریه.ماهی 2 میلیون دارم میدم که همونجا نگهش دارند!

7 اردیبهشت: امروز آتنا رو با کمربند کبود و سیاه کردم .تقصیر خودش بود.از کله سحر هی بالا و پایین می پرید و خونه رو روی سرش گذاشته بود.اونم واسه چی؟همش به خاطر بیست هزار تومن.خوب ندارم بابا جان! از کجا بیارم ؟ آتنا زن چهارممه.22 سالشه.

14 اردیبهشت: امروز کلاً روز بدی بود. پای اون گربه نکبتی شکسته و محبور شدم شصت هزار تومن بدم واسه دوا درمونش.بدتر از اون ساختمون هفت طبقه ام ریخت.داشتم میکوبیدمش که جاش یه برج بزنم.15 تا کارگر هم توش بودن.همشون توی آوار ساختمون له شدند.باید دیه هم بدم.لعنتی....می گن ساختمان سست بوده.یه نفرو می شناسم که میتونه یه کار هایی واسم بکنه.....می خوام باهاش تماس بگیرم.سر اون قضیه نماینده شدنش کلی بهم مدیونه.باید جبران کنه....

16 اردیبهشت: روزنامه ها دارند شلوغ بازی می کنند سر جریان این ساختمونه.باید بودجه شونو قطع کنم تا بفهمند با کی طرفند! راستی یه قول های مساعدی شنیدم که این قضیه هم مثل قضیه دریاچه ماست مالی شه.....باید یه کم سر کیسه رو شل کنم.....


20 اردیبهشت: امروز باید برم تلویزیون .قرار مصاحبه دارم .به عنوان کار آفرین نمونه. آتنا هنوز بام حرف نمیزنه.مهسا هم دیروز مرد. دامپزشکش میگه به علت سقط جنین و خونریزی داحلی در اثر وارد آمدن ضربه سخت مرده..

21 اردیبهشت: امروز با شقایق آشنا شدم.دوست آتنا بود.اومده بود خونمون. آتنا از وقتی که مهسا مرده افسرده شده. شقایق اومده دلداریش بده. عجب چشمایی داشت این شقایق! خودش فهمید یه خواب هایی واسش دیدم.....

25 اردیبهشت:امروز با شقایق قرار دارم.ساعت 8 شب تو یه رستورانی که صلاح نمی بینم بهتون بگم اسمش چیه.آتنا هنوز بام حرف نمی زنه......

26 اردیبهشت: 25 سالشه.لیسانس ادبیات داره. شقایق رو می گم .دیشب دیدمش. قراره با هم ازدواج کنیم. فقط یه مشکل داریم که باید حلش کنم:آتنا...

28 اردیبهشت:امروز آتنا بام آشتی کرد.. پرید تو بغلم و گفت من بهترین شوهر دنیا هستم. بعدش آرش رو برد حموم. آرش گربه جدیدشه. امروز خریدم واسش...

2 خرداد: رنگم زرده و خسته ام.دیشب نخوابیدم. آتنا مرد.... شوک زده هستم. اینو کارآگاه پلیس در جواب خبرنگارهایی که میخوان بام مصاحبه کنند میگه. بازرس خوبیه...همینجوری پیش بره هفته بعد رییس پلیس میشه! دیشب تلویزیون مصاحبه چند روز پیشم رو پخش کرد و بالاش نوشت زنده! حالا حتی مدیر شبکه هم حاضره قسم بخوره که من دیشب تلویزیون بودم .......کسی به من مشکوک نیست.

10 خرداد: داریم میریم فرودگاه با شقایق. قراره بریم یونان. واسه تجدید روحیه هر دو تامون خوبه. قضیه آتنا خیلی روی ما اثر بدی گذاشه. مخصوصاً روی من. شقایق کمک میکنه تا روحیه ام رو پیدا کنم.خیلی دختر خوبیه.آدم زرنگیه.اولش سر مرگ آتنا بم شک کرد.اما وقتی سینه ریز الماسیو که واسش خریده بودم دید تصمیم گرفت دیگه بهم شک نکنه!

10 خرداد:توی هواپیماییم. داریم تکون های شدیدی می خوریم.باید برم ببینم چی شده..میرم تو اتاق مهمون دار ها.میگه مشکلی نیست فقط یه چاله هواییه باید برم بشینم سر جام و از سفرم لذت ببرم.چشماش منو گرفت.......

10 خرداد:مردم....هواپیما سقوط کرد.

روز اول بعد از مرگ: سرم گیج میره. نمی دونم کجا هستم .توی یه ارابه بزرگ نشستم.همه مسافرای هواپیما هم هستند.شقایقو نمی بینم.بغل دستیمو نگاه می کنم..یه پیرمرد ریشوی 95 ساله ست.داره ذکر میگه پشت سر هم.هی میگه خدایا توبه.ببخشید.غلط کردم.بش میگم چی شده آقا کسی داره اذیتت میکنه؟ما رو کجا دارند می برن؟ جواب داد:ما مردیم داریم میریم به سمت دوزخ.....

همون روز: نمی دونم دوزخ چیه اما فکر کنم توی کتاب های درسیم یه چیزایی در موردش خوندم.خدا کنه دخترای اونجا خوشکل وخوش هیکل باشند....

دو روز بعد از مرگ: ما رو توی یه دشت بزرگ پیاده کردند.یهو یه صدایی از آسمون اومد که میگفت: مردگان محترم آخر خطه.پیاده بشید.ایستگاه دوزخ.اونایی که لباس سفید تنشونه سمت راست و اونایی که لباس سیاه تنشونه سمت چپ قرار بگیرند. لباس من و اون پیرمرده سیاه بود..

دو ساعت بعد: ما لباس سیاه ها رو بردند یه جای داغ که بهش میگفتن مدل شبیه سازی شده جهنم! تا وقتی که قیامت بشه همین جا می مونیم.همه رییس جمهور ها و بازیگرای هالیوودی و رقاصه ها اونجا بودند.

فرداش: عذاب هامونو مشخص کردند.عذاب من اینه که هر روز از صبح تا ظهر برم کنار دیوار بهشت و آرزو و ژاکلین و آتنا به سمتم پوست پرتقال پرت کنند واز ظهر تا عصر هم باید از دست مهسا فرار کنم تا گازم نگیره و از عصر تا شب هم باید برم توی یه ساختمون وایسم تا روی سرم خراب شه!

چند روز بعدش: قراره یه محموله آدم جدید برسه توی جهنم.شایعه شده مدونا و جنیفر لوپز هم توش هستند.شور عجیبی بر پا شده.به مناسبت ورودشون امروز رو توی جهنم تعطیل کردند.همه دارند به خودشون میرسن وخوش تیپ میکنند


یک هفته بعد: منو دارن میبرن سیاهچال مخصوص.قراره تا آخر همونجا بمونم.هفته پیش مخ جنیفر لوپز رو زدم.صاحاب جهنم کلی حرصش گرفت.دستور داد منو ببرند ته جهنم...مأموری که داره منو می بره یکی از ندیمه های شیطانه....عجب چشمای خوشگلی داره....فکر کنم فهمیده که واسش یه خیالاتی دارم......!!!

mahsae-ali.blogfa.com

+ تاريـ خ سه شنبه 20 اردیبهشت1390ساعت 11:46 AM نویسـندهronak |

ميخوانمت از پشت درب هاي بسته در انتهايي ترين فصل آفرينش

تا كي در سكوت مي ماني اي روياي رحماني تر از باران ؟

من در ميهماني سبز واژه ها تو را شنيدم و زير باران صدايت كردم

و تو در نگاهي ژرف با لهجه شيرين ياسمن ها جوابم دادي

اي نوبهار من ... بر پيكره يخ زده دشت بتاب و روح مرده اش را عطر آگين كن

شكوفه هايت بوي سرسبزي باغ ميدهند و بلبلانت آواي سرمستي سر داده اند

باران را صدا كن تا بر طراوتت شكوهي ديگر بيفزايد

اي زيباترين فصل خدا

سرودن آغاز كن و مرا تا انبوه ابرهاي بهاري به همراه مرغان مهاجر پرواز بده

غنچه هاي نو شكفته ات رنگ زندگي دارند و چشمه هاي جوشانت بوي خوش تازگي ميدهند

ولي ...
ولي هنوز شاپرك ها بغض خسته شان را ميخورند و ياس ها، پاي كبودي چشمشان را پنهان ميكنند

و هنوز فصل زمين كامل نشده و هنوز منتظر است و انتظار فصل ديگري است .

مرا تا ظهور بهاري اش همراه باش و براي لحظه لحظه بودنش دعا كن... كه بدون او بهاري نشايد !
+ تاريـ خ شنبه 28 اسفند1389ساعت 10:24 PM نویسـندهronak |

تنها برای من تو سزاوار میشوی

دریاد من،همیشه تو تکرار میشوی

درکوچه باغ های دلم پرسه ای بزن

ازبوی عشق و عاطفه سرشار میشوی

ازبوی حسن یوسف ای کهنه پیرهن

روزی عزیزورونق بازار میشوی

از ذوق خود اگربنویسم برای تو

شعری به روی هردرودیوار میشوی

+ تاريـ خ سه شنبه 19 بهمن1389ساعت 1:20 PM نویسـندهronak |

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

.

کد عروسک مرلین

کد متحرک کردن عنوان وب


Pichak go Up
کد پیغام خوش آمدگویی